گل سرخ من 2

ایلیا رو دور یه پتوی آبی پیچیده بودن و روی یه تخت کوچولوی شیشه ای برام آوردن. مامان آروم اون موجود کوچولوی خواب رو که تمام بدنش توی پتوی دورش قایم شده بود بلند کرد و طرفم خم شد. چشم های من بخاطر اثر مواد بیهوشی هنوز خوب نمی دید و توی این تاری و وضوح محیط یه صورت گرد سفید رو دیدم با لبهایی به شدت سرخ...

من توی نیمه هوشیاری یدفعه به مامان گفتم « وای چقدر لباش قرمزه » و مامان ادامه داد « مثل گل می مونه » چشمام پر شد. محمد که داشت زوم می کرد روی صورت بچه چشماش برق عجیبی پیدا کرد.

پرستار از محمد خواهش کرد که بره و ساعت ملاقات بیاد و اون با بی میلی تمام ازمون جدا شد. مامان ایلیا رو بغل کرد و آورد نزدیکم و گفت « حالا موقع شیر خوردنشه » و اون لبهای سرخ رو چسبوند به سینه هام .. اولین تماس ... دلم لرزید... چشم های کوچولوش آروم و برای ثانیه ای باز شد ... خدایا ... انگار دو تا تیله ی مشکی کوچولو که برای ثانیه ای مادرشو برانداز کرد و دوباره بسته شد...

تا شب کلی مهمون برامون اومد و صحبت و خنده ولی آخر شب که سوند رو ازم جدا کردن اول درد بود .. باید از روی تخت بلند می شدم و راه می رفتم و .... وای عجب دردی .. از شدت درد چشمام گرد شده بود و لبم رو با دندون هام می گزیدم ولی چاره نبود باید راه می رفتم. هر قدم که بر می داشتم درد از بخیه هام تا مغز استخوان ها و پاهام می رفت و باعث می شد پاهام شل بشن و فکر کنم که همین الانه که همین جا بخورم زمین و به همین خاطر بازوی مامان رو با شدت بیشتری می فشردم..

بازم ادامه دارد ... نیشخند

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من و ایلی پسری

سلام خاله نرگس. سلام خوشگل پسری. مرسی که پیش منم اومدی. عید شعبان هم مبارک باشه براتون . [بغل][ماچ][قلب]

من و ایلی پسری

__________▓▒▒▓ ______▓▒▓_▓▒▒▓_▓▒▓ _____▓▒░▒▓__▓__▓░▒▓ _____▓▒▒▓_▓▓_▓▓_▓▒░▓ ___▓▒░▒▓_▓░▒▓_▓▓_▓▒▓ ___▓▓___▓▒░▒▓_▓▓_▓▒▒▓ ___▓_▓_▓▒▒▓_▓▒▒▓_▓▒▓ __▓__▓▒▓_▓▓__▓▒▒▓_▓▒▓ _▓▒▓_▓░▒▓__▒▓_▓▒▓_▓▓ ▓▒▒▓_▓▒░░░░▒▓_▓▓_▓▒░▒▓ ▓▒░▒▓_▓▒░░░▒▓_▓_▓▒░░▒▓ ▓▒░▒▓_▓▒░░░░▒▓_▓▒░░▒▓ _▓▒▒▓___▓▒░▒▓_▓▒░░░░▒▓ __▓▓_▓▒▓______▓▒░░░▒▓ _____▓▒░░░░▒▓_▒▓░░▒▓ ____▓▒░░░░░░▒▓█▓▒░▒▓ ____▓▒░░░░░░▒▓█_▓▒▓ _____▓▒▓_▓▒░▒▓█ _________▓▒▒▓_█ __________▓▒▓_█ _______________█ _████_________█ __█████_______█ ___████________█ ____█████______█ _________█______█ _____███_█_█__█ ____█████__█_█ ___██████___█_ ____████____█__

من و ایلی پسری

__________▓▒▒▓ ______▓▒▓_▓▒▒▓_▓▒▓ _____▓▒░▒▓__▓__▓░▒▓ _____▓▒▒▓_▓▓_▓▓_▓▒░▓ ___▓▒░▒▓_▓░▒▓_▓▓_▓▒▓ ___▓▓___▓▒░▒▓_▓▓_▓▒▒▓ ___▓_▓_▓▒▒▓_▓▒▒▓_▓▒▓ __▓__▓▒▓_▓▓__▓▒▒▓_▓▒▓ _▓▒▓_▓░▒▓__▒▓_▓▒▓_▓▓ ▓▒▒▓_▓▒░░░░▒▓_▓▓_▓▒░▒▓ ▓▒░▒▓_▓▒░░░▒▓_▓_▓▒░░▒▓ ▓▒░▒▓_▓▒░░░░▒▓_▓▒░░▒▓ _▓▒▒▓___▓▒░▒▓_▓▒░░░░▒▓ __▓▓_▓▒▓______▓▒░░░▒▓ _____▓▒░░░░▒▓_▒▓░░▒▓ ____▓▒░░░░░░▒▓█▓▒░▒▓ ____▓▒░░░░░░▒▓█_▓▒▓ _____▓▒▓_▓▒░▒▓█ _________▓▒▒▓_█ __________▓▒▓_█ _______________█ _████_________█ __█████_______█ ___████________█ ____█████______█ _________█______█ _____███_█_█__█ ____█████__█_█ ___██████___█_ ____████____█__

مامان ستایش

منزل نو مبارک باشه خانم گل ..انشاا..به سلامتی و دل خوش[بغل]

سارا

mibini ba vojoode un hame dard cheghdr zood un rooza gozashtan?delam tange baraye un roozha

فافا

سلام خوبی؟من آپم و منتظره حضوره درخشانتون تو سایت [قلب] یه مدت نبودم ولی الان دوباره اومدم و ضدحال بزنم به این پسرا[خنده]

زندگی

سلام کسی می توانه به من کمک کنه حدود 20روزه هر کاری می کنم نمی توانم وارد نی نی سایت بشوم کمک کمک

مامان ستایش

میگم پست بعدی احتمالا عذرخواهی بابت تاخیر چهارماهه خواهد بود

arezoo

salam b zanamo va iliya pesar amoee[لبخند] che khabar appppppppaaaaaaaaam ie sari bezanid b man age ..............[خنده]kare khone age bezare ....